دیالوگ ماندگار

ماندگار ترین دیالوگهای یک طلبه
  • خانه 

داستان شماره 3

26 اردیبهشت 1397 توسط اعظم صالح ابادويي
داستان شماره 3 (تمرین حس و مکان)   عروسک رقیه خانوم   دستهای کوچکش را به سمتم دراز کرده بود. یک عروسک کوچک بافتنی در دستان سفید و بلوریش بود، آن عروسک را به سمت من گرفته بود و با لبخندی شیرین نگاهم میکرد. دندانهای خرگوشی کوچکش مثل مروارید میان لبهای… بیشتر »
 نظر دهید »

داستان شماره 2

25 اردیبهشت 1397 توسط اعظم صالح ابادويي
 تمرین گتره نویسی صالح آبادی قصه ها و رنگها رنگها قصه های جورواجوری دارند به قدمت تمام نقاشی ها. دوست دارید قصه ی مداد رنگی ها را بدانید؟ صبح بود و همه ی مداد رنگی ها داخل جعبه خواب بودند جز مداد رنگی زرد. مداد رنگی زرد گوشه جعبه نشسته بود و به صفحه ی… بیشتر »
 نظر دهید »

داستان شماره 1

18 اردیبهشت 1397 توسط اعظم صالح ابادويي
صالح آبادی حرکت جوال ذهن دیروز استاد سر کلاس گفتند که ما خیلی عصبانی هستیم و بی حوصله. راست می گفت بنده خدا. تقریبا اکثر ما از این واژه ی حوصله ندارم در متن ها استفاده کرده ایم . البته مطالب خودم هم دست کمی ندارد. ولی امروز تصمیم گرفتم که یک متن جدید… بیشتر »
 1 نظر
اردیبهشت 1397
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        

دیالوگ ماندگار

دلنوشته ماندگارترین دیالوگی است که بشر آن را میشناسد چرا که هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و دل جایگاه معبودی است که بهترین دلنوشته ها از آن اوست

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • داستان
    • معمای باغ با پلاک 19
  • داستانک
  • پندانه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس