دیالوگ ماندگار

ماندگار ترین دیالوگهای یک طلبه
  • خانه 

معمای باغی با پلاک 19 قسمت 1

15 اسفند 1396 توسط اعظم صالح ابادويي

با صدای زنگ تلفن از خواب پریدم ، دور و برم را نگاه کردم هیچ کس جز من در حال نبود. پس به ناچار از جایم برخواستم و چهار دست و پا به سمت میز تلفن راه افتادم در حالی که مدام خمیازه میکشیدم . تا رسیدم به تلفن و گوشی را برداشتم، قطع شده بود.با ناراحتی گوشی را سرجایش گذاشتم و گفتم : تو که میخواهی قطع کنی چرا زنگ میزنی؟ دوباره خمیازه کشان و چهار دست و پا به سمت بالشتم برگشتم اما هنوز سرم را روی آن نگذاشته بودم که دوباره صدای زنگ تلفن بلند شد، سرم را محکم روی بالشت کوبیدم و گفتم لعنت خدا بر شیطان نمیگزارند آدم یک ساعت استراحت کند. این بار به سرعت به سمت تلفن رفتم، گوشی را برداشتم و گفتم : الو بفرمائید، هیچ صدایی نیامد، الو .. باز هم هیچ صدایی نیامد، تماس دوباره قطع شد. گوشی را سر جایش گذاشتم و با ناراحتی گفتم روحت شاد گراهامبل با این دردسری که برای مردم اختراع کردی. دیگه خواب از سرم پریده بود کلافه بودم برای آوردن یک لیوان چای به آشپزخانه رفتم. چای را در لیوان سرامیکی سارا که روی آن عکس پو خرس عسلی بود ریختم و به حال برگشتم . روی کاناپه نشستم و کنترل تلویزیون را برداشتم و زدم کانال تماشا. داشت سریال جومونگ را نشان میداد خسته شده بودم از دیدن این همه سریالهای تکراری ، اما باز هم از هیچی بهتر بودند.اولین قلپ چای را که خوردم دوباره صدای زنگ تلفن به صدا در آمد.نگاهی به تلفن که پشت سرم روی میز بود انداختم و با خودم گفتم آنقدر زنگ بزن تا خودت خسته شوی. اما یک باره یادم آمد که مامان و سارا صبح رفتند دندان پزشکی. شاید مامان باشدکه زنگ زده تا سفارش یک غذای مقوی را برای دردانه حسن کبابی بدهد .از صبح که از خواب بیدار شده بود خودش را مدام برای مامان لوس کرده بود و مامان هم کلی قربان صدقه اش رفته بود و کلی حرص مرا در آورده بود.گوشی را برداشتم ولی چیزی نگفتم .هیچ صدایی از آن سوی خط نمی آمد. سکوت محض. خیلی ترسیده بودم . با صدایی لرزان گفتم الو بفرمایییید، الو چرا حرف نمیزنی، الو .صدای پچ پچی را از آن سوی خط میشنیدم ولی کلمات بسیار نا مفهوم و گنگ بود .یکباره صدای جیغ زنی در گوشی تلفن پیچیدکه باصدای هراسانی کمک میخواست ، کمک کمک خواهش میکنم ، نه نه تورو خدا نه نه…یکباره تلفن قطع شد. 

 نظر دهید »

سواد رسانه ای

20 بهمن 1396 توسط اعظم صالح ابادويي

-سواد رسانه‌ ای یعنی چه؟!

 

 

روشن شدن هر مفهوم، قبل از هر چیزی برای درک صحیح آن مفهوم می تواند کمک کند. سواد رسانه ای مشتکل از دو عبارت است: «سواد» و «رسانه».
برگردیم به دوران کودکی و روزهای اول مدرسه، زمانی که به مدرسه می رفتیم تا «خواندن و نوشتن» را یاد بگیریم و دیگر «بی سواد» نباشیم. در مدرسه ابتدا حروف الفبا را یاد می گرفتیم؛ یعنی نسبت به شکل حروف، صدای آنها و نحوه نوشتن آنها «دانش» پیدا می کردیم. سپس «مهارت» کنار هم گذاشتن حروف و خواندن و هجّی کردن کلمات را یاد می گرفتیم و بعد از مدتی «کاربرد» کلمات در ساختن جمله ها و خواندن و نوشتن متون مختلف را آموختیم و بدین ترتیب «باسواد شدیم»! مجموعه ای از دانش ها در کنار مهارت ها به اضافه کاربردها در کنار هم، ما را با سواد کرد. 

 

رسانه وسیله ای است که فرستنده به کمک آن پیام خود را به گیرنده منتقل می کند. رفته رفته ابزارهای ارتباطی گسترش پیدا کرد و در عصر حاضر با ظهور رسانه های چاپی و الکترونیکی، رسانه های جمعی شکل گرفتند. مهم ترین تفاوت رسانه های امروزی آن است که می توانند پیام های خود را با سرعت زیاد به طیف وسیعی از مخاطبان برسانند.

همانطور که سواد خواندن و نوشتن به ما کمک می کند تا بتوانیم انواع جملات ساده و پیچیده را بفهمیم و معناهای متفاوتی از آن ها برداشت کنیم، سواد رسانه ای هم مهارتی است که با یادگیری آن می توانیم انواع رسانه ها و تولیدات رسانه ای را درک، تفسیر و تحلیل کنیم. هر رسانه مجموعه ای از نشانه های خاص خود را دارد که شناخت این نشانه ها در با سواد شدن ما نقش مهمی را ایفا می کند.

 



 

 

 نظر دهید »

پندانه

09 بهمن 1396 توسط اعظم صالح ابادويي

از یخ پرسیدن که چرا اینقدر سردی ؟

یخ جواب دادو گفت: من که اولم آب و آخرم آب است پس “گرمی” را با من چکار ؟

حال ای انسان اولت “خاک” و آخرت “خاک ” است پس این همه غرور از کجا!

 نظر دهید »
  • 1
  • 2
  • 3
شهریور 1405
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
  1 2 3 4 5 6
7 8 9 10 11 12 13
14 15 16 17 18 19 20
21 22 23 24 25 26 27
28 29 30 31      

دیالوگ ماندگار

دلنوشته ماندگارترین دیالوگی است که بشر آن را میشناسد چرا که هرچه از دل برآید لاجرم بر دل نشیند و دل جایگاه معبودی است که بهترین دلنوشته ها از آن اوست

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع
  • خبرنامه
  • داستان
    • معمای باغ با پلاک 19
  • داستانک
  • نمایش نامه
  • نمایش نامه
  • پندانه

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس